رده خشت پخته
سمیط
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سمیط. [ س َ ] (ع ص ، اِ) رده ٔ خشت پخته . || بره ٔ پاکیزه از موی جهت بریان . || مرد سبک حال . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سمیط. [ س ُ م َ ] (ع ص ، اِ) رده ٔ خشت پخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سمیط. [ س َ ] ( ع ص ، اِ ) رده خشت پخته. || بره پاکیزه از موی جهت بریان. || مرد سبک حال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سمیط. [ س ُ م َ ] ( ع ص ، اِ ) رده خشت پخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سمیط. [ س ُ م َ ] ( ع ص ، اِ ) رده خشت پخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
کلمات دیگر: