کلمه جو
صفحه اصلی

شکازه

لغت نامه دهخدا

( شکازة ) شکازة. [ ش َک ْ کا زَ ] ( ع ص ) آنکه چون صورت ملیح را بیند در برابر او ایستد و به دست استمنا کند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

شکازة. [ ش َک ْ کا زَ ] (ع ص ) آنکه چون صورت ملیح را بیند در برابر او ایستد و به دست استمنا کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: