کلمه جو
صفحه اصلی

جرشیه

لغت نامه دهخدا

( جرشیة ) جرشیة. [ ج َ رَ شی ی َ ] ( ص نسبی ) ناقة جرشیة؛ منسوب است بروستایی به یمن. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) :
بکرت به جرشیة مقطورة.
لبید ( از تاج العروس ).
ابن بری گوید: منسوب بجرش است که نام موضعی است به یمن. ( از تاج العروس ).

جرشیة. [ ج َ رَ شی ی َ ] (ص نسبی ) ناقة جرشیة؛ منسوب است بروستایی به یمن . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) :
بکرت به جرشیة مقطورة.

لبید (از تاج العروس ).


ابن بری گوید: منسوب بجرش است که نام موضعی است به یمن . (از تاج العروس ).


کلمات دیگر: