کلمه جو
صفحه اصلی

مطاوعه

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) فرمان بردن اطاعت کردن . ۲ - موافقت کردن . ۳ - ( اسم ) فرمانبرداری اطاعت : ... خلفای مصطفی را ... در امر و نهی و حل و عقد دست بر گشاد و فرمان مطلق ارزانی داشت و مطاوعت ایشان را بطاعت خود و رسول ملحق گردانید ... ۴ - موافقت سازگاری .

لغت نامه دهخدا

مطاوعة. [ م ُ وَ ع َ ] (ع مص ) فرمانبرداری کردن و سازواری نمودن با دیگری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کسی را فرمان بردن . (تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به مطاوعت شود. || نزد نحاة، آمدن فعلی پس فعلی جهت دلالت بر پذیرفتن مفعول که فاعل فعل ثانی است اثر فاعل فعل اول را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).


پیشنهاد کاربران

🔸مطاوعه: لازم کردن فعل متعدّی:
ادب کرد > ادب شد
🔸تعدیه: متعدّی کردن فعل لازم:
رسید > رسانید


کلمات دیگر: