( مصدر ) ۱ - منتظر داشتن : روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه بوضع دگران میداری . ( حافظ ) ۲ - مشوش داشتن پریشان داشتن .
نگران داشتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نگران داشتن. [ ن ِ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) در انتظار داشتن. منتظر گذاشتن. در بیم وامید باقی گذاشتن. مشوش و مضطرب داشتن :
روزگاری است که ما را نگران می داری
مخلصان را نه به وضع دگران می داری.
روزگاری است که ما را نگران می داری
مخلصان را نه به وضع دگران می داری.
حافظ.
کلمات دیگر: