کلمه جو
صفحه اصلی

نگل

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج . در ۱۵ هزار گزی شمال شرقی رزاب در ناحیتی کوهستانی و سردسیر واقع است . آبش از چشمه محصولش غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و انگور شغل اهالی زراعت و گله داری است .

لغت نامه دهخدا

نگل .[ ن َ ] (ص ، اِ) آنکه خطش تمام ندمیده باشد، یعنی پسری که مزلف شده باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). پسر ساده ٔ خوش روی . امرد. (فرهنگ خطی ). جوانی که خطش آغاز به دمیدن کرده باشد. (ناظم الاطباء). مصحف تگل است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به تگل و نکل و لغت فرس اسدی ص 321 شود.


نگل.[ ن َ ] ( ص ، اِ ) آنکه خطش تمام ندمیده باشد، یعنی پسری که مزلف شده باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). پسر ساده خوش روی. امرد. ( فرهنگ خطی ). جوانی که خطش آغاز به دمیدن کرده باشد. ( ناظم الاطباء ). مصحف تگل است. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به تگل و نکل و لغت فرس اسدی ص 321 شود.

نگل. [ ن ِ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج ، در 15هزارگزی شمال شرقی رزاب ، در ناحیه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و 545 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و انگور، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

نگل . [ ن ِ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج ، در 15هزارگزی شمال شرقی رزاب ، در ناحیه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و 545 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و انگور، شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


دانشنامه عمومی

نگل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نگل (سنندج)
نگل (شیروان و چرداول)


کلمات دیگر: