عبارت از چیزی است که شئ بر آن متوقف است اما در وجود با آن مشترک نیست مانند قدمها که به مقصود رساننده است اما در وجود با آن مشترک نیست .
معدات
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معدات. [ م ُ ع ِدد ] ( ع اِ ) عبارت از چیزی است که شی برآن متوقف است اما در وجود با آن مشترک نیست مانند قدمها که به مقصود رساننده است اما در وجود با آن مشترک نیست. ( از تعریفات جرجانی ). و رجوع به معدة و ترکیب علل معده ذیل علل شود.
کلمات دیگر: