اقفاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قفا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قفا شود.
اقفاء.[ اِ ] ( ع مص ) فزونی نهادن کسی را بر کسی. || خاص گردانیدن کسی را بچیزی. || برگزیدن کسی را بکاری. || قفا خوردن. || نواله و بخش نهادن بجهت مهمان. || برگزیدن بدان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
اقفاء.[ اِ ] ( ع مص ) فزونی نهادن کسی را بر کسی. || خاص گردانیدن کسی را بچیزی. || برگزیدن کسی را بکاری. || قفا خوردن. || نواله و بخش نهادن بجهت مهمان. || برگزیدن بدان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).