کلمه جو
صفحه اصلی

اقصاب

لغت نامه دهخدا

اقصاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِقُصب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بمعنی پشت ها و روده ها. رجوع به قصب شود.

اقصاب. [ اِ ] ( ع مص ) نی ناک شدن زمین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || خداوند شتران مکروه دارنده آب شدن شبان. یقال : اقصب الراعی ؛ اذا عاف ابله الماء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). خداوند شترانی شدن شبان که آب را کراهت دارند یا منع کردن شبان شتران خود را از آب. ( ناظم الاطباء ).

اقصاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِقُصب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بمعنی پشت ها و روده ها. رجوع به قصب شود.


اقصاب . [ اِ ] (ع مص ) نی ناک شدن زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || خداوند شتران مکروه دارنده ٔ آب شدن شبان . یقال : اقصب الراعی ؛ اذا عاف ابله الماء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). خداوند شترانی شدن شبان که آب را کراهت دارند یا منع کردن شبان شتران خود را از آب . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: