کلمه جو
صفحه اصلی

اقری

لغت نامه دهخدا

اقری. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَرو. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قرو و اقروه شود.

اقری. [ اَ را ] ( ع ص ) بزرگ پشت. ( المصادر زوزنی ). گویند: ناقة قرواء و جمل اقری ؛ ای طویلةالسنام. ( از اقرب الموارد ).

اقری . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قَرو. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به قرو و اقروه شود.


اقری . [ اَ را ] (ع ص ) بزرگ پشت . (المصادر زوزنی ). گویند: ناقة قرواء و جمل اقری ؛ ای طویلةالسنام . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: