اقفاص. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَفَص. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قفص شود.
اقفاص. [ اِ ] ( ع مص ) خداوند پنجره یا مرغ شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اقفاص. [ اِ ] ( ع مص ) خداوند پنجره یا مرغ شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اقفاص . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قَفَص . (ناظم الاطباء). رجوع به قفص شود.
اقفاص . [ اِ ] (ع مص ) خداوند پنجره یا مرغ شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).