کلمه جو
صفحه اصلی

اقرحه

لغت نامه دهخدا

( اقرحة ) اقرحة. [ اَ رِ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ قَراح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بمعنی آب صافی و پاکیزه بی آمیختگی چیزی و آب شیرین و سرد و خالص و بی آمیغ از چیزی. ( آنندراج ). رجوع به قراح شود. || زمین های آب و گیاه. ( آنندراج ): و وقفوا علیهم من النواحی والاقرحة و العقارات جمله کثیرة. ( ابن الطقطقی ص 127 ).

اقرحة. [ اَ رِ ح َ ] (ع اِ) ج ِ قَراح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بمعنی آب صافی و پاکیزه بی آمیختگی چیزی و آب شیرین و سرد و خالص و بی آمیغ از چیزی . (آنندراج ). رجوع به قراح شود. || زمین های آب و گیاه . (آنندراج ): و وقفوا علیهم من النواحی والاقرحة و العقارات جمله کثیرة. (ابن الطقطقی ص 127).



کلمات دیگر: