کلمه جو
صفحه اصلی

بسخره

لغت نامه دهخدا

( بسخرة ) بسخرة. [ ب َ خ ُ رَ ] ( اِخ ) مرکب از بس بمعنی بسیار و خُرَه یا فُرَّه ، لقب والد مهلب بن ابی صفره و عربان آن را معرب کرده ، بوصفره و ابوصفره گفتند. ( ابوعبیده بنقل معجم البلدان یاقوت ). رجوع به المعرب جوالیقی ص 137 س 11، ابوصفره و کلمه خارک در معجم البلدان شود.

بسخرة. [ ب َ خ ُ رَ ] (اِخ ) مرکب از بس بمعنی بسیار و خُرَه یا فُرَّه ، لقب والد مهلب بن ابی صفره و عربان آن را معرب کرده ، بوصفره و ابوصفره گفتند. (ابوعبیده بنقل معجم البلدان یاقوت ). رجوع به المعرب جوالیقی ص 137 س 11، ابوصفره و کلمه ٔ خارک در معجم البلدان شود.



کلمات دیگر: