تقرد. [ ت َ ق َرْ رُ ] (ع مص ) پیچان گردیدن موی . || برهم نشستن و نمد شدن پشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تقرد
لغت نامه دهخدا
تقرد. [ ت َ رِ ] ( ع اِ ) زیره رومی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تقر و تقرده و تقره شود.
تقرد. [ ت َ ق َرْ رُ ] ( ع مص ) پیچان گردیدن موی. || برهم نشستن و نمد شدن پشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تقرد. [ ت َ ق َرْ رُ ] ( ع مص ) پیچان گردیدن موی. || برهم نشستن و نمد شدن پشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تقرد. [ ت َ رِ ] (ع اِ) زیره ٔ رومی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تقر و تقرده و تقره شود.
کلمات دیگر: