کلمه جو
صفحه اصلی

کوزه گران

لغت نامه دهخدا

کوزه گران . [ زِ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان فومن است و 329 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


کوزه گران . [ زِ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی که در شهرستان کرمانشاهان واقع است و 175 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کوزه گران . [ زِگ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز که در شهرستان ارومیه و در 2500گزی جنوب خاوری نقده واقع است و 276 تن سکنه دارد. آب آن از رود کدار و چشمه و محصول آن غلات و چغندر و توتون و حبوبات است . شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . این ده در دو محل نزدیک به هم به نام کوزه گران بالا و پائین مشهور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).


کوزه گران. [ زِ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی که در شهرستان کرمانشاهان واقع است و 175 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کوزه گران. [ زِگ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش سلدوز که در شهرستان ارومیه و در 2500گزی جنوب خاوری نقده واقع است و 276 تن سکنه دارد. آب آن از رود کدار و چشمه و محصول آن غلات و چغندر و توتون و حبوبات است. شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. این ده در دو محل نزدیک به هم به نام کوزه گران بالا و پائین مشهور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

کوزه گران. [ زِ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن است و 329 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه عمومی

کوزه گران ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کوزه گران (سنقر)
کوزه گران (نقده)


کلمات دیگر: