کلمه جو
صفحه اصلی

سحوقه

فرهنگ فارسی

کهنه شدن یا دراز شدن خرما بن

لغت نامه دهخدا

سحوقة. [ س ُ ق َ ] (ع مص ) کهنه شدن . || دراز شدن خرمابن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).


( سحوقة ) سحوقة. [ س ُ ق َ ] ( ع مص ) کهنه شدن. || دراز شدن خرمابن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: