کلمه جو
صفحه اصلی

سحیفه

لغت نامه دهخدا

( سحیفة ) سحیفة. [ س َ ف َ ] ( ع اِ ) باران سخت که زمین را رندد. ( منتهی الارب ). باران که هر چه در راه آن باشد رندد. ( اقرب الموارد ). ج ، سحائف. || پیه پهنا که مابین توهای تهیگاه و مانند آن ملصق و پیوست است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ، سحائف. || پیه. ( منتهی الارب ). ما قشرته من الشحم. ( اقرب الموارد ). || فربهی پشت مازه که برداشته باشند. || آواز دوشیدن شیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

سحیفة. [ س َ ف َ ] (ع اِ) باران سخت که زمین را رندد. (منتهی الارب ). باران که هر چه در راه آن باشد رندد. (اقرب الموارد). ج ، سحائف . || پیه پهنا که مابین توهای تهیگاه و مانند آن ملصق و پیوست است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، سحائف . || پیه . (منتهی الارب ). ما قشرته من الشحم . (اقرب الموارد). || فربهی پشت مازه که برداشته باشند. || آواز دوشیدن شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).



کلمات دیگر: