کلمه جو
صفحه اصلی

سحاله

لغت نامه دهخدا

( سحالة ) سحالة. [ س ُ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) سونش زر و نقره. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ساو آهن. ( مهذب الاسماء ). براده. ( مؤلف ). || فرومایه قوم. ( منتهی الارب ). خشارة القوم. ( اقرب الموارد ). || پوست گندم و جو و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || هیچکاره از هر چیزی. ( منتهی الارب ).

سحالة. [ س ُ ل َ ] (ع ص ، اِ) سونش زر و نقره . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ساو آهن . (مهذب الاسماء). براده . (مؤلف ). || فرومایه ٔ قوم . (منتهی الارب ). خشارة القوم . (اقرب الموارد). || پوست گندم و جو و مانند آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || هیچکاره از هر چیزی . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: