سخب . [ س ُ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ سِخاب . رجوع به سخاب شود.
سخب
لغت نامه دهخدا
سخب . [ س َ خ َ ] (ع اِ) بانگ وفریاد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به صخب شود.
سخب. [ س َ خ َ ] ( ع اِ ) بانگ وفریاد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به صخب شود.
سخب. [ س ُ خ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سِخاب. رجوع به سخاب شود.
سخب. [ س ُ خ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سِخاب. رجوع به سخاب شود.
کلمات دیگر: