آنکه سخن سحر آمیز دارد آنکه سخن و چون سحر بود .
سحر سخن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سحرسخن. [ س ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه سخن سحرآمیز دارد. آنکه سخن او چون سحر بود :
مشتری سحرسخن خوانمش
زهره هاروت شکن دانمش.
مشتری سحرسخن خوانمش
زهره هاروت شکن دانمش.
نظامی.
کلمات دیگر: