مترادف محرز شدن : مسلم شدن، قطعی شدن، متقن شدن، به ثبوت رسیدن، ثابت شدن
محرز شدن
مترادف محرز شدن : مسلم شدن، قطعی شدن، متقن شدن، به ثبوت رسیدن، ثابت شدن
مترادف و متضاد
مسلمشدن، قطعی شدن، متقن شدن، به ثبوت رسیدن، ثابت شدن
فرهنگ فارسی
مسلم شدن
لغت نامه دهخدا
محرز شدن. [ م ُ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مسلم شدن. متیقن و قطعی شدن :این مسأله محرز شد که...، یعنی مسلم و متیقن شد.
دانشنامه عمومی
ثابت شدن، به اثبات رسیدن.
پیشنهاد کاربران
خسته نباشید.
روشن شدن . . به مانند ( اگر روشن شود فلان کار را کردی؟ ) به همین راحتی و به همین زیبایی. . . . یا روشن گردد.
روشن شدن . . به مانند ( اگر روشن شود فلان کار را کردی؟ ) به همین راحتی و به همین زیبایی. . . . یا روشن گردد.
مسلم شده باشه
کلمات دیگر: