کلمه جو
صفحه اصلی

بزوار

لغت نامه دهخدا

بزوار. [ ] ( اِخ ) نام موضعی است به مازندران. رجوع به ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 200 شود.

پیشنهاد کاربران

( پزشکی ) ؛ توده ای از مواد جامد غیرقابل هضم ( فیبرهای غذایی، قرص هایی که همزمان بلع شده اند و . . . ) در دستگاه گوارش که گاهی میتواند منجر به انسداد گوارشی شود. شایع ترین محل ایجاد بزوآر، معده است


کلمات دیگر: