کلمه جو
صفحه اصلی

سخت ساق

فرهنگ فارسی

( صفت ) ثابت برقرار پایدار .

لغت نامه دهخدا

سخت ساق. [ س َ ] ( ص مرکب ) ثابت قدم. ( رشیدی ) :
برسم چاکران چون سخت ساقان
کمر دربست بر درگاه خاقان.
امیرخسرو ( از آنندراج ).
|| پرزور. ( آنندراج ).


کلمات دیگر: