کلمه جو
صفحه اصلی

زهبه

لغت نامه دهخدا

( زهبة ) زهبة. [ زُ ب َ ] ( ع اِ ) زهب. رجوع به همین کلمه شود.

زهبة. [ ] ( ع اِ ) مهمات و ساز و برگ سپاه. ( از دزی ج 1 ص 608 ).

زهبة. [ ] (ع اِ) مهمات و ساز و برگ سپاه . (از دزی ج 1 ص 608).


زهبة. [ زُ ب َ ] (ع اِ) زهب . رجوع به همین کلمه شود.



کلمات دیگر: