( سخسخة ) سخسخة. [ س َ س َ خ َ ] ( ع اِمص ) ضعفی که از فقدان غذا حادث شود. ( دزی ج 1 ). || ضعفی که از دوران جوانی حادث شده است. ( دزی ج 1 ).
سخسخه
لغت نامه دهخدا
سخسخة. [ س َ س َ خ َ ] (ع اِمص ) ضعفی که از فقدان غذا حادث شود. (دزی ج 1). || ضعفی که از دوران جوانی حادث شده است . (دزی ج 1).
کلمات دیگر: