کلمه جو
صفحه اصلی

زنگانه رود

لغت نامه دهخدا

زنگانه رود. [ زَ گا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نام سازیست که زنگیان در روز جنگ نوازند. ( برهان ) ( ازجهانگیری ) ( از ناظم الاطباء ). و نام سازی است که زنگیان نوازند. ( فرهنگ رشیدی ). نام سازی که زنگیان نوازند. ( غیاث ). در زنگانه گذشت. ( آنندراج ) :
چوزنگی درآمد به زنگانه رود
ز شهرود رومی برآمد سرود.
نظامی.

زنگانه رود. [ زَ گا ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) نام رودخانه ای است که از پهلوی زنگان می گذرد. ( برهان ) ( غیاث ). وزنگان شهریست. ( غیاث ). یکی از پنج رود ولایات خمسه که از کنار شهر زنگان می گذرد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زنجان و زنجان رود شود.

زنگانه رود. [ زَ گا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نام سازیست که زنگیان در روز جنگ نوازند. (برهان ) (ازجهانگیری ) (از ناظم الاطباء). و نام سازی است که زنگیان نوازند. (فرهنگ رشیدی ). نام سازی که زنگیان نوازند. (غیاث ). در زنگانه گذشت . (آنندراج ) :
چوزنگی درآمد به زنگانه رود
ز شهرود رومی برآمد سرود.

نظامی .



زنگانه رود. [ زَ گا ن َ / ن ِ ] (اِخ ) نام رودخانه ای است که از پهلوی زنگان می گذرد. (برهان ) (غیاث ). وزنگان شهریست . (غیاث ). یکی از پنج رود ولایات خمسه که از کنار شهر زنگان می گذرد. (ناظم الاطباء). رجوع به زنجان و زنجان رود شود.



کلمات دیگر: