لاف و گزاف شنیدن
سخن خوردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سخن خوردن. [ س ُ خ َ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) لاف و گزاف شنیدن :
من از تو گر سخن خوردم عجب نیست
نخست آدم سخن خورده ست از ابلیس.
من از تو گر سخن خوردم عجب نیست
نخست آدم سخن خورده ست از ابلیس.
؟ ( از سندبادنامه ).
کلمات دیگر: