کلمه جو
صفحه اصلی

سدح

لغت نامه دهخدا

سدح. [س َ ] ( ع مص ) گلو بریدن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بر زمین گستردن. || پهلو نهادن بر زمین. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || بر روی افکندن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( اقرب الموارد ). || ستان انداختن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بر پشت افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خوابانیدن و آرام کردن بجایی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اقامت کردن در جایی. ( اقرب الموارد ). || پر کردن مشک را. || کشتن. || بهره مندشدن زن از شوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || بسیار فرزند آوردن زن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). || بتعویق انداختن. موقوف کردن بزمان دیگری. معلل کردن. || چیزی از فکر خود دور کردن. برداشتن. ( دزی ج 1 ص 641 ).

دانشنامه عمومی

شهرستان سدح (به عربی: ولایة سدح ) یکی از شهرستان های استان ظفار در کشور پادشاهی عمان است.
السلطان:قابوس، البوسعید، موسوعة دلیل الأعلام: مسقط، چاپ اول، سال ۱۹۹۸ میلادی. (به عربی).
دکتر:القاسمی، سلطان، بن محمد ، «(تقسیم الإمبراطوریة العُمانیة)» ،. چاپ دوم، مطابع البیان التجاریة دبی: سال انتشار ۱۹۸۹ میلادی.
عمان فی عام ۱۹۸۶ (عام الحصاد والتراث) إصدار وزارة الإعللام، دارالعرب للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۹۸۶ میلادی
لفتنانت کونیل، سیر آرنولد ویلسون، ، «(تاریخ عمان والخلیج)» ،. انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی.
دکتر:ادوارد، هندرسون، “ (ذکریات عن دولة الإمارات و سلطنة عمان) “، چاپ موتیف ایت للنشر، مطبعة راشد، عجمان ۱۹۸۸ میلادی.
مختصات: ۱۷°۰۳′۱۱″شمالی ۵۵°۰۳′۵۴″شرقی / ۱۷٫۰۵۳°شمالی ۵۵٫۰۶۵°شرقی / 17.053; 55.065
جمعیت آن در حدود ۴۳۷۰ هزار نفر می باشد.


کلمات دیگر: