کلمه جو
صفحه اصلی

سخج

لغت نامه دهخدا

سخج. [ س ِ خ َ ] ( اِ ) علتی باشد که آن را تنگی نفس گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ) ( ناظم الاطباء ). رجوه به سخچ شود.


کلمات دیگر: