کلمه جو
صفحه اصلی

سدود

فرهنگ فارسی

جمع سد ابر سیاه

لغت نامه دهخدا

سدود. [ س ُ ] ( ع مص ) راست شدن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ).

سدود. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدّ، ابر سیاه. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به سُدّ شود.

سدود. [ س ُ ] (ع اِ) ج ِ سُدّ، ابر سیاه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به سُدّ شود.


سدود. [ س ُ ] (ع مص ) راست شدن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ).



کلمات دیگر: