کلمه جو
صفحه اصلی

زهاء

لغت نامه دهخدا

زهاء. [ زَ ] ( ع اِ ) تازگی و شکوفه گیاه. || غوره خرمای زرد و سرخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

زهاء. [ زُ ] ( ع اِ ) مقدار. یقال : هم زهاء ماءة؛ یعنی بقدر صداند. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

زهاء. [ زَ ] (ع اِ) تازگی و شکوفه ٔ گیاه . || غوره ٔ خرمای زرد و سرخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).


زهاء. [ زُ ] (ع اِ) مقدار. یقال : هم زهاء ماءة؛ یعنی بقدر صداند. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: