دو قرن سکوت کتابی نوشتهٔ عبدالحسین زرین کوب دربارهٔ سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ عرب های مسلمان است که در سال ۱۳۳۰ برای اولین بار منتشر شد.
غلامحسین دینانی کتاب دو قرن سکوت را کتابی ارزشمند و برجسته برشمارده و زرین کوب را مورخی حقیقت جو برشمرده است.
کامران (اسکات) آقایی دانشیار دانشگاه تگزاس در مورد فضای حاکم بر ایران در هنگام نگارش کتاب و محتوای کتاب چنین می نویسد:
رضا شاه گفتمان ملی گرائی سکولار را -که گاهی نشات گرفته از خود حکومت و گاهی ایجاد شده توسط نخبگان تجدد طلب بود- ترویج می کرد. این گفتمان در نشریات عمومی قابل چاپ بود. در نتیجه این کار، از اسلام کمتر در نشریات یاد می شد و در نشان های ملی و جشن ها کمتر اثری از آن به چشم می خورد. بسیاری از ایرانیان ملی گرا در این زمان، اسلام را از هویت ایرانی تفکیک می کردند و تاریخ ایران را از نو می نگاشتند تا میراث پیش از اسلام را به جای میراث اسلامی پر رنگ کنند. این روشنفکران، اغلب به طور صریح مذهب را رّد نمی کردند بلکه آنچه که آن ها نمونه هایی از «عقب ماندگی» و «بربریت» می نامیدند مورد انتقاد قرار می دادند. برخی دانشوران همچون عبدالحسین زرین کوب که یک تاریخ نگار ملی گرای اثرگذار و یک ایدئولوگ بود، پا را فراتر گذاشت و ادعا نمود اسلام و شیعه به طور مشخص غیر ایرانی هستند. کتاب دو قرن سکوت او نماینده این تصویر ملی گرای سکولار از تاریخ ایران است. روایت زرین کوب از تاریخ ایران، بازسازی باستان گرایانه ای از ایران به عنوان ملتی ناب است که در آن شهروندی بر پایه نژاد، زبان مشترک، تاریخ مشترک یا عضویت در فرهنگ و تمدنی متحدالشکل می باشد. این تعریف زرین کوب از هویت ملی، ایران را به صورت کشوری همچون کشورهای اروپایی نشان می داد و در عین حال ایرانیان وطن پرست را از ملل اسلامی و از رهبران مذهبی دور می کرد. کتاب زرین کوب با حمله اعراب به ایران در قرن هفتم میلادی شروع می شود که او آن را به صورت یک تراژدی برای ملت ایران معرفی می کند. او دو قرن اول تاریخ ایران پس از حمله اعراب را دوره ای از تاریکی همراه با کشمکش بین دو ملت (اعراب و ایرانیان) می نمایاند. در این کتاب فاتحان عرب مسلمان به صورت بربرهایی خشن و نژادپرست تصویر شده اند که در پایمال کردن روحیهٔ ملی ایرانی به وسیله تخریب هر چه ایرانی است مصمم هستند. با این حال او ادعا می کند که ایرانیان بزودی برتری خود را در مسائل مملکتی، کشاورزی، جنگ آوری و دانش ثابت کردند و در نهایت به مراکز قدرت دست یافتند. زرین کوب این بحث را پیش می کشد که ایرانیان در این دو قرن تنها کاری که می توانستند بکنند این بود که در شورش های منتهی به شکست شرکت کنند و آنچه می توانستند از فرهنگ ایران حفظ کنند تا پس از پایان دو قرن حکومت زورگویانه عربی/اسلامی، ضمیر ایرانی دوباره پیروز میدان ظاهر شود.
«دو قرن سکوت» نخست به صورت پاورقی در نشریه «مهرگان» سپس در سال۱۳۳۰ برای نخستین بار به صورت کتاب توسط همان نهاد منتشر شد.
غلامحسین دینانی کتاب دو قرن سکوت را کتابی ارزشمند و برجسته برشمارده و زرین کوب را مورخی حقیقت جو برشمرده است.
کامران (اسکات) آقایی دانشیار دانشگاه تگزاس در مورد فضای حاکم بر ایران در هنگام نگارش کتاب و محتوای کتاب چنین می نویسد:
رضا شاه گفتمان ملی گرائی سکولار را -که گاهی نشات گرفته از خود حکومت و گاهی ایجاد شده توسط نخبگان تجدد طلب بود- ترویج می کرد. این گفتمان در نشریات عمومی قابل چاپ بود. در نتیجه این کار، از اسلام کمتر در نشریات یاد می شد و در نشان های ملی و جشن ها کمتر اثری از آن به چشم می خورد. بسیاری از ایرانیان ملی گرا در این زمان، اسلام را از هویت ایرانی تفکیک می کردند و تاریخ ایران را از نو می نگاشتند تا میراث پیش از اسلام را به جای میراث اسلامی پر رنگ کنند. این روشنفکران، اغلب به طور صریح مذهب را رّد نمی کردند بلکه آنچه که آن ها نمونه هایی از «عقب ماندگی» و «بربریت» می نامیدند مورد انتقاد قرار می دادند. برخی دانشوران همچون عبدالحسین زرین کوب که یک تاریخ نگار ملی گرای اثرگذار و یک ایدئولوگ بود، پا را فراتر گذاشت و ادعا نمود اسلام و شیعه به طور مشخص غیر ایرانی هستند. کتاب دو قرن سکوت او نماینده این تصویر ملی گرای سکولار از تاریخ ایران است. روایت زرین کوب از تاریخ ایران، بازسازی باستان گرایانه ای از ایران به عنوان ملتی ناب است که در آن شهروندی بر پایه نژاد، زبان مشترک، تاریخ مشترک یا عضویت در فرهنگ و تمدنی متحدالشکل می باشد. این تعریف زرین کوب از هویت ملی، ایران را به صورت کشوری همچون کشورهای اروپایی نشان می داد و در عین حال ایرانیان وطن پرست را از ملل اسلامی و از رهبران مذهبی دور می کرد. کتاب زرین کوب با حمله اعراب به ایران در قرن هفتم میلادی شروع می شود که او آن را به صورت یک تراژدی برای ملت ایران معرفی می کند. او دو قرن اول تاریخ ایران پس از حمله اعراب را دوره ای از تاریکی همراه با کشمکش بین دو ملت (اعراب و ایرانیان) می نمایاند. در این کتاب فاتحان عرب مسلمان به صورت بربرهایی خشن و نژادپرست تصویر شده اند که در پایمال کردن روحیهٔ ملی ایرانی به وسیله تخریب هر چه ایرانی است مصمم هستند. با این حال او ادعا می کند که ایرانیان بزودی برتری خود را در مسائل مملکتی، کشاورزی، جنگ آوری و دانش ثابت کردند و در نهایت به مراکز قدرت دست یافتند. زرین کوب این بحث را پیش می کشد که ایرانیان در این دو قرن تنها کاری که می توانستند بکنند این بود که در شورش های منتهی به شکست شرکت کنند و آنچه می توانستند از فرهنگ ایران حفظ کنند تا پس از پایان دو قرن حکومت زورگویانه عربی/اسلامی، ضمیر ایرانی دوباره پیروز میدان ظاهر شود.
«دو قرن سکوت» نخست به صورت پاورقی در نشریه «مهرگان» سپس در سال۱۳۳۰ برای نخستین بار به صورت کتاب توسط همان نهاد منتشر شد.
wiki: دو قرن سکوت