پیش انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تقدم دادن. مقدم داشتن. جلو انداختن. سبقت دادن. پیش افکندن. زودتر از موعد مقرر داشتن. پیش از هنگام موعود مقرر داشتن چنانکه بیمار نوبت تب را و زن روزهای ناپاکی را.
پیش انداختن
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
مقدم داشتن
کلمات دیگر: