کلمه جو
صفحه اصلی

بعله

فارسی به انگلیسی

indeed

فرهنگ فارسی

بله بلی آری .
متحیر و ترسان گشته از چار. کار ٠ مونث بعل یعنی زنیکه در چار. کار متحیر و ترسان باشد ٠

لغت نامه دهخدا

بعلة. [ ب َ ع َ ل َ ] (ع ص ) متحیر و ترسان گشته از چاره ٔ کار. (منتهی الارب ). مؤنث بَعِل ، یعنی زنی که در چاره ٔکار متحیر و ترسان باشد. (ناظم الاطباء) (آنندراج ).


( بعلة ) بعلة. [ ب َ ع ِ ل َ ] ( ع اِ ) زنی که خود را به لباس آراستن نداند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زنی که آرایش به لباس را نداند و لباس نازیبا پوشد. ( ناظم الاطباء ).

بعلة. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) زن مرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مؤنث بَعل. و رجوع به بعل شود.

بعلة. [ ب َ ع َ ل َ ] ( ع ص ) متحیر و ترسان گشته از چاره کار. ( منتهی الارب ). مؤنث بَعِل ، یعنی زنی که در چاره ٔکار متحیر و ترسان باشد. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

بعلة. [ ب َ ع ِ ل َ ] (ع اِ) زنی که خود را به لباس آراستن نداند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زنی که آرایش به لباس را نداند و لباس نازیبا پوشد. (ناظم الاطباء).


بعلة. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) زن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مؤنث بَعل . و رجوع به بعل شود.


پیشنهاد کاربران

بعله به فتح ب و کسر ل در گویش سیستانی به معنی خنگ - کم فهم است


کلمات دیگر: