کلمه جو
صفحه اصلی

ارصان

لغت نامه دهخدا

ارصان.[ اِ ] ( ع مص ) استوار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). محکم و استوار گردانیدن. ( منتهی الأرب ). محکم کردن.

ارصان. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی است بنی حارث بن کعب را. ( منتهی الأرب ).

ارصان . [ اَ ] (اِخ ) موضعی است بنی حارث بن کعب را. (منتهی الأرب ).


ارصان .[ اِ ] (ع مص ) استوار کردن . (تاج المصادر بیهقی ). محکم و استوار گردانیدن . (منتهی الأرب ). محکم کردن .



کلمات دیگر: