کلمه جو
صفحه اصلی

ارغال

لغت نامه دهخدا

ارغال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رُغل.

ارغال. [ اِ ] ( ع مص ) رویانیدن زمین گیاه رغل را: ارغلت الارض. ( منتهی الأرب ). باسرمق شدن زمین. ( تاج المصادر بیهقی ). || شیر دادن. ( تاج المصادر بیهقی ): ارغلت المراءة ولدها. ( منتهی الأرب ). || در غیر جای خود نهادن چیزی را. || نیک دانه آکنده شدن خوشه های کشت : ارغل الزرع. || گم شدن شتران از چراگاه : ارغلت الابل من مراتعها. ( منتهی الأرب ). || خطا کردن. || مائل گردیدن بسوی... ( منتهی الأرب ).

ارغال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رُغل .


ارغال . [ اِ ] (ع مص ) رویانیدن زمین گیاه رغل را: ارغلت الارض . (منتهی الأرب ). باسرمق شدن زمین . (تاج المصادر بیهقی ). || شیر دادن . (تاج المصادر بیهقی ): ارغلت المراءة ولدها. (منتهی الأرب ). || در غیر جای خود نهادن چیزی را. || نیک دانه آکنده شدن خوشه های کشت : ارغل الزرع . || گم شدن شتران از چراگاه : ارغلت الابل من مراتعها. (منتهی الأرب ). || خطا کردن . || مائل گردیدن بسوی ... (منتهی الأرب ).



کلمات دیگر: