کلمه جو
صفحه اصلی

ارغژ

لغت نامه دهخدا

ارغژ. [ اَ غ َ ] ( اِ ) ارغچ. عشقه. عشق پیچان. ( برهان ). پیچک. رجوع به ارغج شود.

ارغژ. [ اَ غ َ ] ( اِ ) نوعی از بازی باشد که دوشیزگان و دختران کنند و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کفهای دستها را بر سر زانو بمالند و چیزها گویند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهند و کفهای دستها را بر هم زنند. ( آنندراج ). ارغشتاک.

ارغژ. [ اَ غ َ ] (اِ) ارغچ . عشقه . عشق پیچان . (برهان ). پیچک . رجوع به ارغج شود.


ارغژ. [ اَ غ َ ] (اِ) نوعی از بازی باشد که دوشیزگان و دختران کنند و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کفهای دستها را بر سر زانو بمالند و چیزها گویند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهند و کفهای دستها را بر هم زنند. (آنندراج ). ارغشتاک .



کلمات دیگر: