کلمه جو
صفحه اصلی

ارفاض

لغت نامه دهخدا

ارفاض. [ اِ ] ( ع مص ) بچرا گذاشتن شتران را در چراگاه. ( منتهی الأرب ). فروگذاشتن اشتر بی شبان. ( تاج المصادر بیهقی ). || فراخ شدن وادی. ( منتهی الأرب ).

ارفاض. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ رفض.

ارفاض . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رفض .


ارفاض . [ اِ ] (ع مص ) بچرا گذاشتن شتران را در چراگاه . (منتهی الأرب ). فروگذاشتن اشتر بی شبان . (تاج المصادر بیهقی ). || فراخ شدن وادی . (منتهی الأرب ).



کلمات دیگر: