کلمه جو
صفحه اصلی

تگری

فرهنگ فارسی

منسوب به تگرک

لغت نامه دهخدا

تگری. [ ت َ گ َ ] ( ص نسبی ) مخفف تگرگی ، منسوب به تگرگ ، جامه ای با خالهای برجسته. با خالها، به اندازه نخودی و خردتر. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ).

پیشنهاد کاربران

تگری : اندود ملات ماسه سیمان با استفاده از دستگاه مخصوص ( اصطلاح بنایی و ساختمان سازی )

خیلی این واژه همراهِ با نوشیدنی بکار میره. مثلا میگن نوشیدنی تگری یا نوشابه و آبمیوه تگری.
تگری یعنی خیلی خیلی خُنَک و سرد. طوری که وقتی اون نوشیدنی رو میخوری روحت جلا پیدا میکنه و به قول معروف جیگرت حال میاد خصوصا اگه تابستون باشه و تازه از بیرون برگشته باشی خونه. به انگلیسی Cold یا Super cold میشه
تلفظش هم میشه : [ تَ گَ ری ] Ta ga rii


کلمات دیگر: