کلمه جو
صفحه اصلی

خفین

لغت نامه دهخدا

خفین. [ خ ُف ْ ف َ ] ( ع اِ ) تثنیه خُف . جفت موزه. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خُف در این لغت نامه شود.

خفین. [ خ َ ] ( اِخ ) نام وادی ای است و گویند نام قریتی است در میان «ینبع» و مدینه که در دره ای واقع و سری به ینبع و سر دیگری به خشر دارد و سپس بدریا منتهی می گردد. ( از معجم البلدان ).

خفین . [ خ َ ] (اِخ ) نام وادی ای است و گویند نام قریتی است در میان «ینبع» و مدینه که در دره ای واقع و سری به ینبع و سر دیگری به خشر دارد و سپس بدریا منتهی می گردد. (از معجم البلدان ).


خفین . [ خ ُف ْ ف َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ خُف ّ. جفت موزه . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خُف ّ در این لغت نامه شود.



کلمات دیگر: