گیل داروست و آن چوبی باشد سیاه رنگ چون بشکنند مغز آن فستقی بود منفعت آن بسیار است .
جیل دارو
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جیل دارو. ( اِ مرکب ) گیل داروست و آن چوبی باشد سیاه رنگ چون بشکنند مغز آن فستقی بود، منفعت آن بسیار است. ( برهان ) ( آنندراج ).
کلمات دیگر: