کلمه جو
صفحه اصلی

سمعان

فرهنگ فارسی

بطنی است از تمیم .
نام یکی از دوازده نفر حواریون حضرت عیسی ( ع ) .

لغت نامه دهخدا

سمعان. [ س َ ] ( اِخ ) نام یکی از محدثین و نقله کتب از زبانهای دیگر به عربی او با ایوب زیج بطلمیوس و عده دیگر از کتب قدیمه را برای محمدبن خالدبن یحیی بن برمک ترجمه کرده اند. ( ابن الندیم ).

سمعان. [ س َ ] ( اِخ ) نام یکی از دوازده نفر حواریون حضرت عیسی ( ع ). ( ناظم الاطباء ).
- دیر سمعان ؛ موضعی بحلب و موضعی بحمص که قبر عمربن عبدالعزیز در آنجاست. ( ناظم الاطباء ).

سمعان . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از دوازده نفر حواریون حضرت عیسی (ع ). (ناظم الاطباء).
- دیر سمعان ؛ موضعی بحلب و موضعی بحمص که قبر عمربن عبدالعزیز در آنجاست . (ناظم الاطباء).


سمعان . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از محدثین و نقله ٔ کتب از زبانهای دیگر به عربی او با ایوب زیج بطلمیوس و عده ٔ دیگر از کتب قدیمه را برای محمدبن خالدبن یحیی بن برمک ترجمه کرده اند. (ابن الندیم ).



کلمات دیگر: