کلمه جو
صفحه اصلی

اطواب

لغت نامه دهخدا

اطواب. [ اَطْ ] ( ع اِ ) ج ِ طوب ، آجر و آن جمع قله است. ( از معجم البلدان ).

اطواب. [ اَطْ ] ( اِخ ) از قرای فیّوم است. و نام آن هنگام فرمانروایی عبداﷲبن سعدبن ابی سرح بر مصر آمده است و در مصر شنیدم که اطواب و فیوم از اعمال بهنسا از نواحی مصر است و دو موضع مزبور نزدیک به یکدیگراند. ( از معجم البلدان ).

اطواب . [ اَطْ ] (اِخ ) از قرای فیّوم است . و نام آن هنگام فرمانروایی عبداﷲبن سعدبن ابی سرح بر مصر آمده است و در مصر شنیدم که اطواب و فیوم از اعمال بهنسا از نواحی مصر است و دو موضع مزبور نزدیک به یکدیگراند. (از معجم البلدان ).


اطواب . [ اَطْ ] (ع اِ) ج ِ طوب ، آجر و آن جمع قله است . (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: