( اعامة ) اعامة. [ اِ م َ ] ( ع مص ) بی شیر گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اعامه خدا کسی را؛ بی شیر فروگذاشتن وی را. ( از اقرب الموارد )( از متن اللغة ). || بی شیر شدن. یقال : اعامه اﷲ؛ ای ترکه بغیر لبن فاعام هو. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). بی شیر بگذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || کم شیر گردیدن قوم. ( منتهی الارب ). کم شیر شدن قوم. ( ناظم الاطباء ).اعامه قوم ؛ کم شدن شیر آنان. ( از اقرب الموارد ). || اعامه قوم ؛ هلاک شدن شتران آنان و در نتیجه بدست نیاوردن شیر. ( از متن اللغة ) . || اعامه خانه ؛ گذشتن سالهابر آن. ( از متن اللغة ) .
اعامه
لغت نامه دهخدا
اعامة. [ اِ م َ ] (ع مص ) بی شیر گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اعامه ٔ خدا کسی را؛ بی شیر فروگذاشتن وی را. (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). || بی شیر شدن . یقال : اعامه اﷲ؛ ای ترکه بغیر لبن فاعام هو. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغة). بی شیر بگذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || کم شیر گردیدن قوم . (منتهی الارب ). کم شیر شدن قوم . (ناظم الاطباء).اعامه ٔ قوم ؛ کم شدن شیر آنان . (از اقرب الموارد). || اعامه ٔ قوم ؛ هلاک شدن شتران آنان و در نتیجه بدست نیاوردن شیر. (از متن اللغة) . || اعامه ٔ خانه ؛ گذشتن سالهابر آن . (از متن اللغة) .
کلمات دیگر: