کلمه جو
صفحه اصلی

اشتغال ورزیدن

فرهنگ فارسی

بکاری سرگرم شدن . بکاری مشغول شدن .

لغت نامه دهخدا

اشتغال ورزیدن. [ اِ ت ِ وَ دَ ]( مص مرکب ) به کاری سرگرم شدن. به کاری مشغول شدن.


کلمات دیگر: