کلمه جو
صفحه اصلی

بی معارض

فرهنگ فارسی

بدون مخالف . بلامانع .

لغت نامه دهخدا

بی معارض. [ م ُ رِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + معارض ) بدون مخالف. بلامانع. رجوع به معارض شود.


کلمات دیگر: