کلمه جو
صفحه اصلی

مصلحت کار

فرهنگ فارسی

کسی که از روی مصلحت کار میکند

لغت نامه دهخدا

مصلحت کار. [ م َ ل َ ح َ ] ( ص مرکب ) کسی که از روی مصلحت کار میکند. || کسی که بهتر کار میکند. ( ناظم الاطباء ). نکوکار. || زیرک و دانا در کارها. || سزاوار مشورت و پند. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: