بی نتیجه و حاصل . بی فایده . یا بدبخت. یا بی نصیب . یا بی بهره .
بی ماحصل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی ماحصل. [ ح َ ص َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از: بی + ما + حصل ، فعل عربی ) بی نتیجه و حاصل. بی فایده. || بدبخت. || بی نصیب. بی بهره. ( ناظم الاطباء ).
کلمات دیگر: