دارای اندیشه موافق مصلحت
مصلحت اندیشه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مصلحت اندیشه. [ م َ ل َ ح َ اَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) دارای اندیشه موافق مصلحت. با اندیشه ای که مطابق صلاح کار باشد :
دادگری مصلحت اندیشه است
رستن از این قوم مهین پیشه است.
دادگری مصلحت اندیشه است
رستن از این قوم مهین پیشه است.
نظامی.
و رجوع به مصلحت اندیشی شود.کلمات دیگر: