بیکاره . که هیچ کار ندارد و از بیکاری عار ندارد . ولگرد . عاطل و باطل .
بی کار و بی عار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی کار و بی عار. [ رُ ] ( ترکیب عطفی ، ص مرکب ) بی کاره. که هیچ کار ندارد و از بی کاری عار ندارد. ولگرد. عاطل و باطل. ( یادداشت مؤلف ).
کلمات دیگر: